ذبيح الله صفا
687
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
« سراج الدين » قمرى با سراج الدين ديگرى از شعراى قرن هفتم و هشتم است چنان كه مثلا امين احمد رازى در هفت اقليم ( چاپ تهران ج 3 ص 161 ببعد ) او را از يك جانب با سيّد سراج الدين سگزى اشتباه كرده و بعض اشعار آن سيّد را بنام سراج قمرى آورده و گفته كه مدتى از عمر خود را در خراسان و ماوراء النهر گذرانده است و باز در همين حال هم او را از مخصوصان محفل سلطان ابو سعيد شمرده است و حال آنكه سراج سگزى مطلقا دربار ايلخانان را درك نكرده و عمر خود را در خراسان و ناحيهء قفچ و مكران گذرانده بود . معاصر دانستن سراج قمرى با عبيد زاكانى هم نتيجهء آنست كه سراج چنان كه خواهيم
--> از صفحهء پيش هر دو مصنوع و خوبست و اين رباعى خواجه سلمان راست : اى آب روان سرو برآوردهء تست * وى سرو چمان چمن سراپردهء تست اى غنچه عروس باغ در پردهء تست * اى باد صبا اين همه آوردهء تست سراج الدين قمرى گويد اين رباعى : اى ابر بهار خار پروردهء تست * وى خار درون غنچه خون كردهء تست گل سرخوش و لاله مست و نرگس مخمور * اى باد صبا اين همه آوردهء تست » ( تذكرة الشعرا ص 261 - 262 ) مرحوم سعيد نفيسى در كتاب خود بنام تاريخ نظم و نثر در ايران و در زبان فارسى ج 1 ص 206 از شاعر ديگرى بنام سراج الدين قمرى قزوينى نام مىبرد و مىنويسد كه از شاعران معروف ايران در قرن هشتم بوده و با عبيد زاكانى و سلمان ساوجى مشاعره و معارضه داشته و در 735 درگذشته و ديوان اشعار وى كه بيشتر قصايد و غزليات بسبك شعراى عراقست شامل دو هزار بيتست . - من تاكنون بنام و آثار اين شاعر بازنخوردهام و در صورت وجود او آنچه دولتشاه آورده دربارهء اين سراج الدين قمرى قزوينيست نه آن سراج الدين قمرى آملى كه مورد مطالعهء ما در متن است و ديوان او هم چنان كه خواهيد ديد به بيش از دو هزار بيت برمىآيد .